تبليغاتX
چکاوک من
من؛ آه اقیانوسم، اشک آسمانم و لبخند مزرعه؛ عشق نیز چنین است: آهی از اقیانوس احساس؛ اشکی از آسمان اندیشه؛ و لبخندی از مزرعه ی روح ... جبران خلیل جبران


یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:42  توسط نرگس  | 

یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387

سلام به همه عزیزان. امشب اولین پست مربوط به بحث "خوشبختی" رو طبق قولی که داده بودم، ارسال میکنم.

خوشبختی یکی از آرزوها و اهداف همیشگی بشر بوده، هست و خواهد بود. انسان همیشه طبق یکی از امیال درونی اش که میل به تکامله، دوست داشته که همه چیز براش کامل و بدون نقص و کمبود باشه. حتی فکر اینکه یه زندگی بدون هیچ دغدغه و در کمال آسایش داشته باشیم، آنقدر زیباست که همه رو مجذوب می کنه. ولی یه نکته ی خیلی مهمی در این باره وجود داره که زمانی که در رویای رفاه کامل هستیم، اصلاً اون رو در نظر نمی گیریم. این نکته رو با یه مثال عنوان می کنم. تصور کنید یه روز از این زندگی رو: صبح که از خواب بلند میشین بدون هیچ دردسری صبحانه مورد علاقه تون رو در رختخواب گرم و نرمتون داشته باشین. بعد از صرف صبحانه به زمین گلف، استخر، فروشگاه، یا هر جای دیگه ای دوست دارین میرین. همه چیز کامل کامل. هیچ چیزی برنامه تون رو به هم نمی ریزه یا بهتره بگم اصلاً برنامه ای وجود نداره که به هم بریزه و شما هر کاری که اراده کنید انجام میدین. حالا تصور کنید این قضیه روز دوم هم تکرار بشه. و روز سوم . و ماه اول. و سالهای متوالی. و در حقیقت تا پایان عمرتون. هر چقدر هم که برنامه تون متنوع باشه، باز هم پس از مدتی تکراری، کسل کننده و در نهایت زجر آور می شه. به کلمه زجر آور خیلی تاکید می کنم.

اگه کسی باهاتون قهر نکنه، لذت آشتی رو درک نمی کنین. اگه پول کم نیارین، تلاش برای بدست آوردن پول رو لمس نمی کنین. اگه کسی رو از دست ندین، ارزش و قدر لحظه های با هم بودن رو نمی فهمین. اگه بیمار نشین، قدر سلامت رو نمی فهمین. اگه دلتنگ نشین، طعم عشق رو با تمام وجود نمی چشین. و اگه مورد آزمایش الهی قرار نگیرین، لذت درد دل کردن با خدا و دعا رو حس نمی کنین.

تا حالا به آدم هایی برخورد کردین که به اصطلاح خوشی زیر دلشون زده و با اینکه به ظاهر همه چیز دارن، بازم می نالن که زندگیشون یه چیزی کم داره و مسخره و تکراری شده. اون وقت با خودتون می گین که عجب آدمیه؛ من اگه جای اون بودم چنان می کردم و چنین می کردم. ولی مطمئناً تمام اون چنین و چنان ها به ذهن خود اون فرد هم رسیده، اما ...

البته نمی گم آدم نباید در رفاه و آسایش باشه. اتفاقاً تلاش باید بکنیم که وضعیت بهتری داشته باشیم. من فقط مطلق بودن اون شرایط رو گفتم.

بذارین بحث امشب رو با این جمله تموم کنم که اگر پستی و بلندیهای زندگی نبود، آن وقت معنای زندگی زیر سوال می رفت.

منتظر نظرات گرم شما هستم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:5  توسط نرگس  | 

شنبه بیست و ششم مرداد 1387

سلام. امروز می خوام یه بحث جدید و مهم رو شروع کنم. این موضوع در طی دو هفته با پست های من و نظرات شما عزیزان بررسی می شه و در آخر زمان یعنی شنبه دو هفته آینده، نتیجه گیری بحث رو در وبلاگ می ذارم.

و اما موضوع ...

موضوع مورد بررسی " خوشبختی" هست.

به نظر شما خوشبختی چیه؟

چه جوری بدست میاد؟

به کی میگین خوشبخت؟

عوامل موثر در خوشبختی چیان؟

آیا خوشبختی قوانینی داره؟ اگه داره نام ببرین.

منتظر نظرات گرم شما عزیزان هستم. از فردا پست های این مطلب شروع میشه.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:5  توسط نرگس  | 

شنبه بیست و ششم مرداد 1387

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به همعصران خود معرفی کند.

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...

تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

۱- معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه)

معبد آرتميس در افوسوس (ترکيه) يکي از زيباترين بناهاي ايام گذشته بود . اين بنا با داشتن 100 ستون مرمري زيبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر مي رسد يکي از عجايب هفتگانه به حساب مي آيد . اين معبد فضايي را در بر مي گرفت که تقريبا چندين برابر وسعت آکروپليس در آتن بود . ميتوان گفت که معبد آرتميس صعود و سقوطهاي بسياري را در طي قرنها پشت سر گذاشت . اين بنا در 600 سال قبل از ميلاد ساخته و در 550 سال پيش از ميلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسيار زيباتر و عظيمتري باز سازي شد . اين بنا براي دومين بار دچار حريق شد البته اين بار بطور عمدي توسط فردي بنام هروستراتوس که براي به ياد ماندن نامش به اين کار دست زد، ولي اين معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسيار بهتر از قبل ساخته شد . اين معبد بسيار زيبا درونش با مجسمه هاي بي نظير تزيين شده بود . اين معبد پا بر جا بود تا زمانيکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از ميلاد براي هميشه از صفحه تاريخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از اين معبد باقي ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بين رفت.

 

۲- مجسمه زئوس

تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.
مجسمه زئوس خداي يونان در المپيا يکي از عظيم ترين مجسمه هاي جهان است . اين اثر در 450 سال قبل از ميلاد توسط مجسمه ساز معروفي بنام فيدياس ساخته شد اين هنرمند همان کسي بود که مجسمه خداي آتنا را هم براي معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن اين مجسمه را از عاج فيل و ردا و موها و ريشش را از طلا ساخته بودند . اين اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس برخورد مي کرد . فيدياس با اين کار مي خواست اقتدار و نيرومندي زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر مي رسيد قرار داشت . 72 ستون خارجي اين معبد که به سبک معماري قديم يونان بودند اين معبد را داراي معماري خيره کننده اي کرده بودند . سنگفرش آن نيز با مجسمه هاي بي نظيري تزيين گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در اين معبد قرار داشت تا هنگاميکه بعضي از يونانيها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته اين زياد طول نکشيد چرا که محل جديد نيز در آتش سوخت و اين مجسمه براي هميشه از بين رفت.

 

۳- مقبره هاليکارناسوس در ترکيه

مقبره هاليکارناسوس در 4 قرن قبل از ميلاد نه تنها بسيار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زيبايي با ستونها و مجسمه ها تزيين شده بود . سقف اين مقبره با مجسمه هايي از اسبها تزيين شده بود اسبهايي که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتميسيا را مي کشيدند . ارتفاع اين مقبره مرمري به اندازه يک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژيکي دامنه کوه درست مشرف به هاليکارناسوس و خليج آن بود . ملکه آرتميسيا فرمان ساخت اين مقبره را در هاليکارناسوس براي همسرش در 353 سال قبل از ميلاد صادر کرد . ملکه اين بنا را براي قدر داني از همسرش ساخت و به اين منظور بهترين هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ايالتي معمولي در بين امپراطوري هاي عظيم ايراني در 2300 سال پيش بود . ملکه آرتميسيا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هاليکارناسوس دفن شد . اين بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از ميلاد بر اثر زلزله فرو ريخت.

۴- فانوس الکساندريا

فانوس الکساندريا يکي از بزرگترين شاهکارهاي روزگار باستان مي باشد . ارتفاع اين بنا حداقل به اندازه يک ساختمان 40 طبقه امروزي بود و براي 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجايب ديگر، فانوس الکساندريا استفاده هاي عملي بسياري داشت . اين بنا به کشتيهاي دريا نوردي کمک مي کرد که اسکله ها را براحتي پيدا کنند و با ايمني کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه هاي خطرناک دقيقا در خارج از بندرها قرار داشتند . ارتش نيز از اين فانوس براي پيدا کردن کشتيهاي دشمنان استفاده مي کرد . اين بنا ظاهرا ساختار جامدي داشته است و براي 1600 سال باقي بوده است اما با وجود اين بر اثر طوفانهاي دريايي زمستان و زلزله هاي بسيار از بين رفته است . فانوس الکساندريا دو نوع برج ديده باني داشت که در نوک آن قرار داشتند . اين فانوس سه عنصر ساختماني داشت ، پايه مستطيل شکل ، قطعه مياني هشت وجهي ، و قسمت بالاي آن که استوانه اي شکل است و برجهاي ديده باني در آنجا قرار دارند.تقريبا ارتفاع اين سه قسمت به 110 تا 180 متر مي رسيد . بجز اهرام مصر فانوس الکساندريا بلندترين ساختمان جهان بود البته اين تا زمانيکه برج ايفل در 1889 ساخته شد.

۵- مجسمه عظيم الجثه رودس در يونان

ارتفاع مجسمه عظيم الجسه رودس با پايه اش به اندازه يک ساختمان 15 طبقه امروزي است. اين مجسمه يک شاهکار برجسته معماري مي باشد که بر روي جزيره رودس در حدود 280 قبل از ميلاد ساخته شده است. هيچ کس به درستي نمي داند که اين مجسمه شبيه چه بوده و يا در کجا قرار داشته است. نظريه بسيار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روي ورودي لنگرگاهي بنا شده بوده و پاهاي مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوريکه کشتيها از بين پاهاي آن عبور مي کرده اند. البته اين فرضيه بسيار محتمل به نظر ميرسد. اين بنا مشکلات غير قابل حل در 3 قرن پيش از ميلاد را مطرح مي کند. همچنين تجارت در اين بندر در زمان احداث اين مجسمه داراي رکود شده و اين بندر از رونق اقتصادي افتاده است. اين مجسمه يکي از عجايب هفتگانه به شمار مي رود که براي مدت کوتاهي تقريبا 53 سال پا بر جا بوده است.

 

۶- باغهاي معلق بابل در عراق

در عراق باغهاي معلق بابل يکي از بحث انگيزترين عجايب هفتگانه مي باشد چرا که هنوز برخي از باستان شناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلي و خرابه هاي بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقياسي کمتر از آنچه تصور مي شود . در اين ميان سئوالي مطرح است که اين باغهاي معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ اين سؤال مي توان گفت که موثق ترين سند حاکي از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که داراي شهرت مذهبي مي باشد اين بناي عجيب را براي خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از ميلاد ساخت چرا که همسرش از ديدن چشم انداز صحرا مانند بابيلون دچار دلتنگي براي محل زندگي اش شده بود. جايي که داراي کوهها و جنگلهاي سرسبزي بود به همين خاطر به دستور شاه تپه مصنوعي سبز و خرمي ساخته شد که داراي درختان و گلها و گياهان زيبايي بود . بعضي ها مي گويند که يک ملکه آشوري قدرتمند باغهاي معلق را براي تفريح و سرگرمي خودش ساخته است و افراد ديگري عقيده دارند که اين باغها به دستور يک شاه آشوري ساخته شده است.

۷- اهرام مصر (هرم خوفو)

هرم خوفو بزرگترين هرم در بين اهرام مصر است ، اين بنا که قديمي ترين و بزرگترين بنا در بين عجايب هفتگانه مي باشد تنها بنايي است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است . اين هرم بلند ترين بناي ساخته شده دست بشر از 4400 سال پيش تا سال 1889 بود، زمانيکه برج ايفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمين شهري عظيم مي باشد . بيشتر سنگ هاي بکاررفته در اين بنا به بزرگي سنگهاي عظيمي هستند که بوسيله کاميون حمل مشوند . سطح خارجي زمختي که ما امروزه از اين هرم مي بينيم مقبره فرعوني بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشيده شده از سنگهاي آهک صيقلي و زيبايي بوده است. فرمانروايان بعدي اين سنگهاي با ارزش را متعاقبا براي ساختن بناي خودشان مي دزديدند . اين عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلي اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو داراي سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که براي رد گم کردن دزدان هرم بوده است.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:55  توسط نرگس  | 

پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387

 

موزیک ویدئو

Saeid Arab - Mehraboonam

دریافت با کیفیت MP3 128

مهربونم

دریافت با کیفیت OGG 64

مهربونم

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:22  توسط نرگس  | 

چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387

در سکوت اين شب بي ستاره،

 

در ميان تمناي ديدگانم

 

پي چاره اي مي گردم؛

 

تا ماه اشکهايم را نبيند.

 

لرزش نا خواسته چشمانم،

 

دلم را به گريه وا مي دارد.

 

صداي اعتراض ماه بلند مي شود،

 

گويي تنها اوست که قصه تکراري چشمانم را مي بيند...

 

آري...

قصه اي تلخ در اعماق اين دنياي شيرين

 

 

برگرفته از وبلاگ کلبه تنهایی

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:24  توسط نرگس  |